https://shohada.org/en/node/316404

شناسه خبر: 316404
2022-3-12 03:56

همت در رفع مشکلات دیگران

به روایت از تیمور عربی : زمانیکه شهید ایزدی می خواست به جبهه برود. من در جماران مأمور به خدمت بودم، به تهران آمده بود در جماران پرسیده بود عربی کجاست، برادران گفته بودند که امروز روز استراحتش هست، یک مسیر طولانی راه پیاده طی کرده بود تا مرا ببیند. آمدند منزل، در صورتی که من یک نیروی ساده ای بودم و ایشان مسئول عملیّات سپاه بود. درب منزل را باز کردم انتظار نداشتم، دیدم ایشان با دو نفر از برادران به نام شاکری و کهن آمده اند درب خانة ما. توی خانه نشستند آنجا احوال پرسی و صحبت که شد، گفتم: کجا می روید؟ گفتند: منطقه. وقتی زندگی ما را دیدند که من در یک خانه کوچکی مستأجر هستم و خانواده را آورده ام آنجا خیلی ناراحت شدند و گفتند شما چرا خانواده ات را اینجا آورده ای، جای مناسبی نیست، کوچک است. گفتم: جای بهتری نبود پس آمدم اینجا، ایشان هنوز چایشان را صرف نکرده بودند. اوّل نامه ای نوشتند و گفتند شما باید از اینجا بروید و خانواده تان راببرید که اینجا اذیّت می شوید، روحیّات عجیبی داشتند و در آنجا برای خانواده ما یک مقدار نصیحت کردند و به آنها روحیّه دادند .