https://shohada.org/en/node/317618
شناسه خبر: 317618
2022-3-12 04:12
خاطرات سیاسی
موقعی که مزدوران شاه مرا می زدند و از پای من گرفته بودند و کشان کشان مرا به طرف ماشین می بردند که در این موقع درب منزلی باز شد و فراری از آن خارج شد و به خاطر قلب سلیم و مادرانه اش که داشت خودش را روی من انداخت و مرا به آغوش گرفت و به دژخیمان گفت مگر فرزند من چه کرده که او را می زنید و مرا به منزل خود برد و زخم های بدن را پانسمان کرد و شربتی به من داد چون پیراهنم پاره شده بود به من پیراهنی داد تا تنم کنم و بعد که حالم خوب شد به منزل آمدم.