https://shohada.org/en/node/317863

شناسه خبر: 317863
2022-3-12 04:15

توجه به خانواده

راوی محمدرضا آهی: روز اعزام بود و من در مدرسه بودم در شهرستان تربت جام چون پدرم با من خداحافظی نکرده بود به مدرسه آمد و من در سر کلاس درس بودم و یادم هست که کلاس درس بینش اسلامی داشتیم و دبیر آن آقایی به نام ملائی که ایشان اهل سنت بود مشغول تدریس بودند که ناگهان یکی درب کلاس را زد و دبیر درس دادن را متوقف کرد و گفت: بفرمائید: در کلاس باز شد پدرم را دیدم که با لباس بسیجی و ساکی به دست وارد کلاس شد کسی پدرم را نمی شناخت همه متعجب شده بودند چون فرهنگ جبهه و جنگ هنوز در جامعه جا نیفتاده بود و سن پدرم هم حدود 55 سال بود و با سر و صورتی سفید، دبیر گفت: بفرمائید بابا با چه کسی کار دارید این جا کلاس درس است بروید دفتر مدرسه که ایشان با خنده گفت: ببخشید می خواهم با پسرم که دانش آموز شماست خداحافظی کنم و به جبهه بروم، بلند شدم و آقای دبیر هم اجازه داد و برای خداحافظی از کلاس بیرون رفتیم و هیچ زمان این خاطره از یادم نمی رود که پدرم با لباس بسیجی، قامتی بر افراشته و تنومند وارد کلاس شد که همه متعجب شدند و من به پدرم افتخار می کنم.