https://shohada.org/en/node/320918
شناسه خبر: 320918
2022-3-12 04:56
عشق به ائمه اطهار
راوی زهرا نعمتی : آخرین باری که حسین آقا می خواست به جبهه اعزام شود به اتفاق اعضای خانواده به حرم مطهر امام رضا علیه السلام مشرف شدیم. حسین حدود دو ساعت، فرزند کوچکش را در آغوش داشت و موقع خداحافظی از ما اشک در چشمانش حلقه زده بود. شاید می خواست گریه کند ولی بخاطر این که مرد بود، خجالت می کشید. ناگاه یکی از اقواممان بنام حاج شیخ حسن نعمتی که دایی شهید است، در حرم با ما برخورد کرد و ضمن احوالپرسی به حسین نگاهی انداخت و گفت: دایی از جبهه می ترسی؟ گفت: خیر، حاجی داشتم که با امام هشتم در میان گذاشتم اگر حاجتم برآورده شود دیگر آرزویی ندارم. هر چه اصرار کردیم که حاجتش را به ما بگوید نگفت بعد گفت من از جنگ نمی ترسم چون شهادت ثمره ی جنگ است. گویا از خداوند منان در حرم امام رضا علیه السلام شهادت را طلب کرده بود ولی ما متوجه نشده بودیم.