https://shohada.org/en/node/321459
شناسه خبر: 321459
2022-3-12 05:03
تولد و کودکي
راوی علی مهاجریان: در 5 سالگی در جلساتی که در خانه دایی اش (آقا محمد تقی افشار) برپا بود شرکت می کرد و این جلسه در شبهای شنبه بود که آقا مجتبی مرتب در آن، شرکت می کرد و می رفت مثل بقیه بچه ها پشت رحل قرآن می نشست و مؤدب هم می نشست که همه از طرز نشستن او خوششان می آمد و آقای افشار به ردیف به افراد می گفتند که قرآن بخوانند. یک شب بعد از اینکه فرد کناری آقا مجتبی خواندند وقتی نوبت به آقا مجتبی رسید، دایی اش گفتند که بخوان، ما می خواهیم ببینیم که آقا مجتبی چکار می کند. تا آقای افشار گفتند بخوان، آقا مجتبی دو زانو نشست و بدون هیچ واهمه ای بعد از بسم الله و اعوذباالله در حالی که همه سراپا گوش بودند، با صدای بلند گفت: هر کسی مامانشو اذیت کنه، گوشاشو می برند، که مجلس همه زدند زیر خنده.