https://shohada.org/en/node/327316

شناسه خبر: 327316
2022-3-12 06:21

احساس مسؤليت

راوی علیرضا عاصمی: در منطقه که بودیم یک روز صبح تصمیم گرفتیم دو کیلومتر جلوتر برویم و سنگر بکنیم. زیرا فاصله مان با دشمن زیاد بود به طوری که اگر عراقی ها عقب نشینی هم می کردند ما متوجه نمی شدیم ساعت ده صبح وسایل را برداشتیم به جلو رفتیم و مشغول کندن سنگر شدیم. گروهان ما سی و پنج نفر بودند. کل گردان صد نفر بودند. وقتی ارتشی ها دیدند ما به جلو رفتیم آمدند و کنار ما مستقر شدند. آقای رستمی به شورای عالی دفاع در تهران رفته و درخواست سلاح کرده بود تا دشمن را از منطقه بیرون کنیم . ولی جوابی به ایشان نداده بودند. یادم هست وقتی ایشان به منطقه آمد بچه ها را در میدان جمع کردند و گفتند: برادران با این بنی صدر باید سوخت و ساخت بنی صدر نمی خواهد به سپاه کمک کند این اولین حرفی بود که بر علیه بنی صدرو با حالت گریه از آقای رستمی شنیدم گفت: برادرها باید با همین ام یک ها به عراق حمله کنیم و از آنها کلاش بگیریم. ستاد فقط یک خمپاره 81 و چند سلاح ژ3 به ما داده بودند. در حمله ای که در هفدهم دی ماه سال پنجاه و نه کردیم این جمله ایشان به وقوع پیوست. حدود بیست کیلومتر پیشروی کردیم ولی باز با خیانت بنی صدر ملعون بیست وسه کیلومتر عقب نشینی کردم.