https://shohada.org/en/node/327642

شناسه خبر: 327642
2022-3-12 06:25

خاطره شماره 1 - شهید غفار رامین فر

علي اکبر قربان پور: -چه زماني و چگونه با شهيد آشنا شديد؟از زمان کودکي در يک مدرسه درس خوانديم. ايشان يک سال از بنده بزرگتر و از نظر درسي جلوتر بود. 4 سال در شهر قاين با هم در يک خانه زندگي مي کرديم و دو سال در شهر مشهد او هميشه استاد و راهنمايم بود خدايش رحمت کند و با صالحين محشور گرداند. -آيا شاهد تغيير و تحولي در رفتار و شخصيت او بوديد؟ اين شهيد با ساير دوستان شما چه تفاوتي داشت؟ شهيد بزرگوار در خانواده اي مذهبي از پدر روحاني و مادري با تقوي و پرهيزگار و نمونه در محل متولد شده از اوان کودکي فردي استثنايي و مورد احترام همه آن قدر با اخلاص و صادق بود که نمونه اش خيلي کم است. عکس العمل شهيد نسبت به رفتار غير منطقي و خلاف افراد و عقايد انحرافي چگونه بود؟ چنانچه رفتار و گفتار غير منطقي مي ديد تا آن جا که مي توانست طرف را راهنمايي مي کرد. آن قدر نفوذ کلام داشت که هرکس را تحت تاثير قرار مي داد مرشدي بود خدايي و مذهبي. -در خصوص فعاليت هاي مذهبي شهيد توضيح دهيد: (قبل و بعد از انقلاب). در زمان نوجواني و تحصيلي در دوره هاي قرآن شرکت داشت. و چون مقداري دروس حوزه را خوانده بود، تسلط زيادي بر حفظ و قرائت قرآن داشت. در زمان خودش بي نظير بود. -چه انگيزه اي از رفتن به جبهه داشت؟ يک شب به هواپيماهاي ايران در پايگاه نوژه همدان حمله کرده بودند که،ايشان در مشهد بودند و به او اطلاع داده بودند که، بايد خود را برسانيد و ايشان بي درنگ عازم شدند گفتم: شما که مرخصي داريد چرا عجله مي کنيد و فرمودند: اينجا تکليف فرق مي کند و آن قدر روحيه اش قوي بود که مي گفت: اگر خدا بخواهد کار را تمام مي کنيم. -به چه مواردي حساس بود و درچه صورتي عصباني مي شد؟ در مورد بي عدالتي و زورگويي تسليم نمي شد.