https://shohada.org/en/node/335527
شناسه خبر: 335527
2022-3-12 08:08
غسل شهادت
به روایت از فاطمه محب راد : یک روز برادرم غلام حسین محب راد به من گفت برو لباس های نو و تازه ی مرا بیاور بعد به حمام رفت و غسل شهادت کرد و گفت این انقلاب نو پا احتیاج به خون دارد و این نهال یک روزی به بار خواهد نشست، امروز باید این جرثومه ی فساد را باید از تخت پایین بیاوریم که دیگر چشم خانواده ی شهدا به این مجسمه نیفتد، از حمام بیرون آمد، لباس های نو و تمیزش را بر تن کرد و بدون این که غذایی بخورد بیرون رفت و گفت می خواهم مثل ائمه ی اطهار علیه السلام گرسنه به دیدار معبودم بروم، خداحافظی کرد و رفت و در آن جا مورد اصابت سه گلوله ژسه قرار گرفت و به شهادت رسید.