امر به معروف و نهي از منکر
راوی فضه داروغه : یکبار یکی از فامیل های نزدیکمان ما را به عروسی دعوت کرد.محمد گفت: هرچند امکان دارد دراین عروسی لهو و لعب باشد، ولی به هرحال ما نمی توانیم دراین مراسم شرکت نکنیم. زیرا امکان دارد ازشرکت نکردن مادر این مراسم سوءبرداشت شود، وقتی به آنجا رفتیم دیدیم نوار گذاشتند ومشغول رقص و آواز هستند، او رفت و پنج روحانی با خود به مجلس آورد و به این دلیل آنها مجبور شدند مجلس لهو و لعب خود را تعطیل کنند و روحانیون مشغول مولودی خوانی شدند.
ثبت دیدگاه