شناسه: 178608

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی فضه داروغه : یک شب در خواب دیدم که تصادف کرده است . فردا که به خانه آمد دستش شکسته بود به او گفتم : چی شده است . گفت : زمین خورده ام گفتم : چرا دروغ می گویی تو تصادف کرده ای. گفت : کسی به شما جیزی گفته است . گفتم : نه دیشب خواب دیدم که تصادف کردی آمد مرا بوسید و گفت : همان اتفاقی که خواب دیده ای برایم رخ داده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه