تواضع و فروتني
راوی فضه داروغه : یکروز که با خانمش به خانه ما آمده بودند موقع رفتن کفشهای خانمش را مقابل او گذاشت . صدایش کردم و گفتم : چه کسی تا حالا برای زنش کفش جفت کرده است گفت : مادر این حرفها چیست که می گویی چرا مادر شوهر بازی در می آوری ؟
راوی فضه داروغه : یکروز که با خانمش به خانه ما آمده بودند موقع رفتن کفشهای خانمش را مقابل او گذاشت . صدایش کردم و گفتم : چه کسی تا حالا برای زنش کفش جفت کرده است گفت : مادر این حرفها چیست که می گویی چرا مادر شوهر بازی در می آوری ؟
ثبت دیدگاه