شناسه: 178624

حالات معنوي خاص

راوی علی عسگری : شهید بهاری در یکی از بیمارستانهای تهران بستری بود .همراه چند نفر از همرزمانش به تهران رفتیم . وقتی می خواستیم وارد بیمارستان بشویم با ممانعت نگهبانی مواجه شدیم آقای عاشوری گفت : شما بایستید من موافقتش را جلب کنم . رفت وبرگشت گفت : موافقتش را گرفتم بیائید برویم . بداخل اتاقی که او بود رفتیم و دیدیم همراه چند نفر دیگر از مجروحین در آن اتاق هستند .شروع به احوالپرسی کردیم .بعد از چند دقیقه یکی از همراهان آقای بهاری مرا فرا خواند .گفت : آقا شما از کی ایشان را می شناسید و گفتم : چندین سال است . گفت : ایشان بسیار شخص عجیبی است . از روزی که به اینجا آمده همیشه ما را می خنداند . و از نظر روحی بسیار در سطح بالایی است . و هیچ موقع نمی گذارد ما غمگین باشیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه