شناسه: 178664

تدبیر نظامی و مدیریت

به روایت از احمد خانی : یکی از دوستان خلیل ا... بهاری خاطره ای را اینگونه تعریف می کرد : در حوالی شهر پیرانشهر نزدیک روستای میرآباد روستایی بود که هنوز پاکسازی نشده بود ، قرار بود در آن روستا عملیاتی انجام دهیم ؛ این عملیات را به دسته ی آقای بهاری محول کردند و ایشان با آن طرحهای نظامی که خود طراح آن بودند نیروها را وارد روستا نمودند و همه روستا را پاکسازی کردند، فقط یک حیاط مانده بود که یک قلاده سگ نمی گذاشت که نیروها وارد حیاط فوق شوند ، وقتی ایشان علت را از عناصر پرسید ، گفتند : که این قلاده سگ جلوی نیروها را گرفته و نمی گذارد که داخل برویم ؛ وقتی آقای بهاری با این سگ روبرو شد ، سگ به طرف ایشان حمله ور شد و آقای بهاری از فرصت بدست آمده استفاده کرد و با قنداق تفنگ پشت گردن سگ کوبید و سگ درجا به زمین افتاد ، بعد دستور داد خانه ها را بازررسی نمایند. وقتی داخل خانه ها رفتیم ، دیدیم که اینجا محل تدارکات کومله و دمکرات بوده است، اتاقها پر از پارچه و لباس های آمریکایی و وسایل دیگر بود ؛ در همانجا با استفاده از یک تراکتور و تریلی که کومله ها از جهاد گرفته بودند و به دست ما افتاده بود همه آن امکانات را به به تریلی چهارچرخ بار زدیم و به مقر گردان ویژه انتقال دادیم که به دستور فرمانده مقر آن امکانات را بین نیروهای عمل کننده تقسیم کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه