محبت و مهربانی
به روایت از ریحان ملکی : من تازه وضع حمل کرده بودم و حال خوشی نداشتم از طرفی باید کارهای خانه را نیز انجام می دادم لباس های بچه ها کثیف شده بود تصمیم گرفتم آنها را بشویم اما سیدرضا مانع شد و با پا فشاری و اصرار زیاد لباس ها را از من گرفت و شست.
ثبت دیدگاه