شناسه: 179453

آخرین وداع با خانواده

به روایت از رجبعلی براتی : ماه رمضان در منزل پدر بودیم . ده دقیقه به اذان صبح با صدای زنگ درب خانه از خواب بیدار شدیم . قربانعلی در پشت در ایستاده بود . او قصد رفتن به جبهه را داشت و برای خداحافظی به منزل پدر آمده بود . آمدن آن شب قربانعلی به خانه پدر باعث شد تا ما از فیض الهی محروم نمانیم و بتوانیم روزه بگیریم . سحری را آن شب در کنار یکدیگر خوردیم و قربانعلی از ما خداحافظی کرد و عازم جبهه شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه