شناسه: 179460

صبر و تحمل و توصیه به آن

یادم هست دوست و همرزم شهیدم علی‌اصغر براتی آدمی خونسرد بود و در بحرانها و مشکلات سخت به درستی تصمیم می‌گرفت و به مرحله‌ی اجرا در می‌آورد طوری که وقتی مقر ما در شلمچه بود و عملیات کربلای 5 در آنجا در حال انجام بود به ما یک دستگاه بولدوزر دادند و مأمور ساختن خاکریز شدیم ما چهار نفر بودیم و به همراه هم به خط مقدم رفتیم در حال ساختن خاک‌ریز بودیم که هواپیماهای دشمن به منطقه حمله‌ور شدند و یک دستگاه پدافند هوایی را که در آن منطقه بود منفجر کردند و چند تن از نیروها که بر روی آن پدافند در حال انجام وظیفه بودند شهید شدند ما که از نزدیک شاهد این موضوع بودیم خیلی شوکه شده بودیم و سروصدا می کردیم و شیون سر می‌دادیم. اما علی‌اصغر با خونسردی تمام به ما گفت: چه خبرتان است؟ این چه کاری است که انجام می‌دهید؟ اینجا جبهه است و شهادت هم یک امر عادی این که سروصدا ندارد وقتی آدم با این همه لوازم کشتار سروکار دارد بالاخره قربانی هم باید داشته باشد ما برای نجات خودمان واسلام به اینجا آمده‌ایم و هر لحظه ممکن است به این مقام یعنی شهادت دست یابیم. با این حرفها و استدلال‌ها ما را متقاعد کرد و ما آرام شدیم و بعد از جمع‌آوری جنازه‌ها به کار خود ادامه دادیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه