خاطرات سیاسی
یادم می آید که روزی چماغ به دستان جهت طرفداری از رژیم شاه به بیرجند آمده بودند . من به اتفاق محمد بذرافکن و پدرم به طرف مسجد آیت ا... ایتی می رفتیم . در حوض انبارهایی که در کنار مسجد بود مردم مخفی شده بودند . در واقع نوعی کمین بودند وقتی چماق بدستان از کنار حوض انبار رد شدند مردی که مخفی شده بودند از پشت سر به آنها حمله کردند و یام است که برادران عملاً با آجری که در دستش بود به چماق داران حمله ور شد .
ثبت دیدگاه