اولین اعزام
به روایت از محمدابراهیم موهبتی : اولین ماموریت ! اولین ماموریت ایشان بود قرار بود که با هم به جبهه برویم با توجه به اینکه بنده قبلا چند ماموریت رفته بودم و به اوضاع آشنایی کامل داشتم اما شهید باغبانی برای اولین بار که می خواست به جبهه اعزام گردد پس از اینکه بهمراه چند نفر دیگر از برادران بسیجی آموزش امدادگری را گذراند برای عملیات رمضان عازم جبهه شدیم در بین راه شوخی زیادی می کردند و ما به ایشان می گفتیم برادر باغبانی چون خیز خمپاره یاد ندارید بلافاصله شهید شوید و می توانید از همین الان وصیت نامه خود را بنویسید ایشان می خندید می گفت : من از همه شما ورزیده تر هستم و می خواهم چندین نوبت در عملیات شرکت کنم و به کربلا بروم به هنگام رسیدن به منطقه جنگی اهواز بسیار گرم بود حدود تیرماه یا مرداد ماه مرا به تیپ جواد الائمه مامور نمودند و تیپ جواد الائمه هم برای عملیات با تیپ دوی قوچان ادغام شدند در منطقه قرار شد که در محل استقرار سنگرهای گروهی و اورژانس را بوسله کیسه خالی و تراورز احداث نمائیم این برادر بزرگوار فرمودند من به همراه یک نفر همه کیسه های را پر از خاک می نماییم و بقیه افراد که حدود ده نفرند آنها را روی هم بچینند و یا اینکه بر عکس ! پس از قرار گذاشتن بیل بدست گرفتند و با علی ، علی گفتن شروع به پر کردن کیسه های خاک نمودند بنده بعنوان بنا دستورکار می دادم پس از گذاشت یک ساعت متوجه شدیم که تمام کیسه ها را پر از خاک نمودند و سر آنها را بسته و می فرماید کیسه بیاوردید در حالیکه بقیه بریده بودند او همچنان می خندید و می گفت : حاجی نیروهایت را نگاه کن ! و با چفیه عرقهایش را خشک می کرد و مرتب می گفت : علی ... علی !
ثبت دیدگاه