شناسه: 180910

احساس مسئولیت

به روایت از محمد فاطمی : حسن انفرادی حسن آقا خیلی روی مساله رضایت مشتری از کارش تاکید داشت .به همین دلیل به شاگردانش می گفت: این پارچه مال مردم است.از این پارچه اگر بی جهت استفاده کنید و یا آن را عوض کنید .خودتان باید فردای قیامت جواب دهید .یک روز که به مغازه ی ایشان رفتم ، دیدم خیلی ناراحت است پرسیدم اتفاقی افتاده؟ حسن آقا گفت : می خواستم کت و شلواری را به مشتری تحویل بدهم که متوجه ی جای اتو روی لباسش شدم. از آن بنده ی خدا معذرت خواهی کردم و گفتم : اگر اجازه بدهید .من پارچه ی لباستان راتهیه می کنم و دوباره برایتان می دوزم .اما او قبول نکرد. و گفت : اشکالی نداردبالاخره اتفاقی است که افتاده .شما هم خودتان راناراحت نکنید .من خیلی خجالت کشیدم ، هرچه به این بچه ها یعنی (شاگردهای مغازه ) می گویم دقت کنید ،بازهم اینطوری خراب کاری می کنند ومرا پیش مشتری شرمنده می کنند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه