شناسه: 180936

خاطره شماره 44 - شهید حسن انفرادی حسن آبادی

خليل جهاندوست : مکثي کرد و نگاهي به من انداخت ، گفت :جهاندوست چند کلمه با تو صحبت دارم .گفتم :بفرماييد .گفت :ببين همان طور که خواستي اگر شهيد شدم شفاعتت مي کنم بشرطي که تو هم اگر زودتر شهيد شدي مرا شفاعت کني ، اما گذشته از اينها دو خواسته از تو دارم .اول اينکه اگر شهيد شدم از جنگ خسته نشوي و دوم اينکه امام را تنها نگذاريد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه