شناسه: 180940

مبارزه با ضد انقلاب و منافقین

راوی صفر علی فاطمی: حسن انفرادی یک شب ما تعدادی از کومله ها را در یک باشگاه ورزشهای باستانی شناسایی کردیم .من به همراه شهید کاوه و آقای انفرادی و تعدادی از بچه ها برای دستگیری آنها به باشگاه رفتیم .شهید کاوه هشت نفر از آنها را شناسایی کردو گفت : شما هشت نفر باید همراه ما بدون دردسر و مقاومت بیائید و گرنه ما شما را همین جا نگه می داریم.بالاخره بدون هیچ گونه درگیری ما آن هشت نفر را به پایگاه منتقل کردیم .صبح که برای هوا خوری آنها را بیرون آوردیم من متوجه ی حسن آقا شدم که بهت زده به آنها نگاه می کرد.از او پرسیدم چه شده؟ گفت: من باورم نمی شود که ما دیشب اینها را دستگیر کرده و به اینجا آورده ایم ، چون هرکدام از آنها به اندازه ی سه نفرما هیکل دارند .این فقط کار خدا بود که ما توانستیم آنها را دستگیر کنیم .وگرنه یک نفر آنها ، ده نفر ما را حریف می شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه