لحظه و نحوه شهادت
- دو روز بعد از عملیات کربلای یک که منجر به آزاد سازی مجدد شهر مهران شد، قرار بود من به همراه تعدادی از برادران تخریب جهت پاکسازی منطقه برویم. آقای امینی که مسئول عقیدتی تخریب بود نیز اصرار کرد که به همراه ما برای پاکسازی بیاید. من اجازه ندادم. بعد از رفتن ما ایشان موافقت آقای یوسفی را می گیرد و با بچه های تخریب جهت پاکسازی به میدان مین می رود و در طی چند ساعت تعداد زیادی از انواع و اقسام مینهای عراقی را خنثی می کند و بعد با مینی که به صورت تله ای کاشته شده برخورد و مین عمل می کند و ایشان به درجه رفیع شهادت می رسد. وقتی ما از خط با یکسری غنائم به طرف سنگر اجتماعی مان در عقبه نزدیک شدیم. متوجه شدیم که بر خلاف غروب روزهای قبلی سر و صدای و گریه و شیون زیادی از داخل سنگر می آید. تعجب کردیم که چه قضیه ای پیش آمده که بچه ها اینطور ناله و بی تابی می کنند. ـ در حالی که ما خوشحال بودیم که توانسته ایم یکی از نفر برهای فرمانده عراقی را با خودمان به غنیمت بیاوریم ـ سئوال کردیم. گفتند: حاج آقای امینی در میدان مین به درجه رفیع شهادت نائل آمده است. آن شب بچه های تخریب مراسم باشکوهی را به یاد ایشان برقرار کردیم.
ثبت دیدگاه