احترام به بزرگتر ها
پدرم مشکل روحی و روانی داشتند یادم می آید یک روز یک سیلی به صورت محمد علی زد و ایشان سرش را بلند نکرد و در مقابل پدرم اصلاً حرفی نزدند و گفتند : اشکالی ندارد پدرت حالش مساعد نیست و وی جای پدر خودم را دارد من حرفی نمی زنم اگر عقده های دلش این چنین خالی می شود بگذارید بیرون بریزد.
ثبت دیدگاه