خاطرات سیاسی 3
به روایت از احمد اکبران : در دوران انقلاب ، روزی که در جلو بیمارستان امام رضا (ع ) در گیری شد من به اتفاق ناصر و برادر بزرگترم به تظاهرات رفته بودیم . در همان حین درگیری برادر بزرگترم داخل جوی آب افتاد و ما به کمکش رفتیم ، خودمان نیز گیر افتادیم و بدنمان به عنوان پلی شد و مردم از روی ما رد می شدند . بالاخره به هر شکلی بود خود را نجات دادیم .
ثبت دیدگاه