خواب و رویای دیگران در مورد شهید 7
به روایت از خدیجه حسین زاده : بار دیگر پدرش خواب دیده بود از جای تیری که به بدن ناصر اصابت کرده نور می آید و در هوا پراکنده می شود. می پرسد. آن نور چه هست که از سینه ات بیرون می آید. گفته بود درجه ام هست.
به روایت از خدیجه حسین زاده : بار دیگر پدرش خواب دیده بود از جای تیری که به بدن ناصر اصابت کرده نور می آید و در هوا پراکنده می شود. می پرسد. آن نور چه هست که از سینه ات بیرون می آید. گفته بود درجه ام هست.
ثبت دیدگاه