عشق به شهادت
به روایت از محمد غلامی : مرتبه آخری که ناصر عازم جبهه می شد گفتم نمی شود شما نروی؟ گفت نه باید بروم و برگه ای نشانم دادو گفت: چهل و پنج روزه است، گفتم: فکر میکنم اگر شما بروی دیگر بر نمی گردی و شهید می شوی ، گفت : چه بهتر از خدا بخواه ، من بزرگترین آرزویم شهادت است.
ثبت دیدگاه