تقید به انجام کامل ماموریت
به روایت از سید جواد موسوی فرع : یک آقایی بود به نام اسماعیل آبادی. به او حاجی می گفتیم جوان بود اما معروف به حاج حسین بود . ایشان در همان سنگری که قبل با آقای شربتی بودیم گفت : همین جا نماز بخوانیم تا بعداً مشخص شود عقب نشینی می کنیم و یا جلو می رویم الان نزدیک به 4 ، 5 ساعت است اینجا ایستاده ایم اتفاقأ نماز که خواندیم هوا کاملاً روشن بود . بعد یک مرتبه دیدم که بچه ها دارند بر می گردند . گفتیم : کجا ؟ گفتند : دستور عقب نشینی آمده است تقریباً در یکی دو دقیقه این مسئله مطرح شد . بعد آقای اکابر گفت : شما سریع سنگر بگیرید به بنده هم گفت : شما اینجا بایست از آن پشت اگر عراقی آمد بزن - چون عراق یکدفعه با یک هجوم سریع جلو آمد- گفتم : خیلی خوب در همین حین دیدم آقای اکابر افتاده ولی متوجه نشدم که ترکش خورده یا تیر.
ثبت دیدگاه