شناسه: 182633

توجه به تحصیل و علم آموزی 2

ابوالفضل اعتدالی مشهد برادر عرب ، همرزم ایشان درباره نحوه شهادت ابوالفضل تعریف می کرد که زمانی که ما نیروها را منتقل کردیم و خواستیم عملیات را شروع کنیم که هنوز عملیات شروع نشده بود که خمپاره می آید و برادر عرب نیا از ناحیه ی چشم آسین می بیند وبعد برادرعرب می گوید به برادر اعتدالی بگویید که گروهان را هدایت کند گفتند: اعتدالی هم مجروح شده است وبعد برادر فاضلی ، ابوالفضل و برادر عرب را داخل آمبولانس می گذارند و خود برادر عرب تعریف می کرد که داخل آمبولانس که بودم ابوالفضل خیلی ناله می کرد چون خیلی دردش شدید بود ومی گفت : عرب پایت را از روش شانه ی من بردار ظاهراً ترکش به مخچه اش خورده بود و یک قسمت از بندش را فلج کرده بود وایشان احساس سنگینی می کرده وبرادر عرب گفته : پای من روی شانه ی شما نیست خلاصه زمانی که اینها را می برند اورژانس ، برادر عرب می گفت : که یک چشم من مجروح و چشم دیگرم نیز غبارآلود بود و هیچ جا رانمی دیدم ومن را که روی تخت دراز کردند صدای ایشان به گوشم می آمد و بعد کم کم صدا ایشان قطع شد احتمالاً در حالت کما رفتند که بعد هم ایشان را به بیمارستان منتقل و ابوالفضل در بیمارستان به شهادت می رسد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه