شناسه: 182925

لحظه و نحوه شهادت 2

به روایت شجاع : همرزمانش تعریف می کردند که پدرم در عملیات کربلای 4 از ناحیه حلق و ریه شیمیایی می شود و عملیات کربلای 5 که شروع می شود دوستان و حتی دکتر تیپ به ایشان می گویند که چون شما حالتان خوب نیست درعملیات شرکت نکنید . و مرخصی بگیرید . وبه عقب بروید و در آن مدت که پدرم مجروح بود هر چه ما به وسیله ی نامه با ایشان تماس می گرفتیم که شما مجروح هستید مرخصی بگیرید وبیایید او نیامد خلاصه پدرم در عملیات کربلای 5 شرکت می کند و بعد از عملیات موقع نماز صبح بیدار می شوند و نیروها را برای خواندن نماز بیدار می کند وخودش برای گرفتن وضو و خواندن نماز و روشن کردن چراغ نفتی می رود . اذان را که شروع می کند همان اوائل اذان صدا قطع می شو و دوستانش فکر می کنند بخاطرمجروحیتش صدای ایشان گرفته و وقفه ای در اذان ایجاد شده بعد از مدت طولانی که از سکوت ایشان می گذرد همرزمانش می آیند و می بینند که خمپاره ای درنزدیکی ایشان خورده و ترکش از پشت به ناحیه ی مهره های ستون فقرات و قلب ایشان اصابت کرده است . و ایشان به شهادت رسیده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه