دعا و توسل جمعي
راوی محمد عابدینی: در سال شصت و پنج که در خدمت علی اکبر اسماعیلی عازم جبهه بودیم شب با قطار از مشهد به تهران حرکت کردیم هنگامی که سکوت شب همه جا را فرا گرفته بود علی اکبر نزد من آمد و گفت: بیا با هم دعای کمیل بخوانیم.
راوی محمد عابدینی: در سال شصت و پنج که در خدمت علی اکبر اسماعیلی عازم جبهه بودیم شب با قطار از مشهد به تهران حرکت کردیم هنگامی که سکوت شب همه جا را فرا گرفته بود علی اکبر نزد من آمد و گفت: بیا با هم دعای کمیل بخوانیم.
ثبت دیدگاه