شناسه: 183784

عشق به ائمه اطهار(ع)

به روایت از فاطمه استادعلیکی :زمانی که در محله خیر آباد زندگی می کردیم پدرم محمد استادی به عنوان چای ریز در مسجد محل فعالیت داشت در آن موقع ایشان مبتلا به بیماری سختی شدند در حدی که دکترها او را جواب کردند و خون هم که به ایشان تزریق می شد جواب نمی داد تا اینکه شب عزاداری امام حسین (ع)‌ امام جماعت مسجد در روی منبر برای شفای ایشان دعا کردند و در همان شب فردی که نظامی بود به نزد ما آمد و گروه خونی او با پدرم یکی بود که پس ار تزریق خون ایشان به پدرم حالش بهبود یافت و بعد از اینکه از سلامت کامل برخوردار شد به جبهه اعزام شد و به فیض شهادت نائل آمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه