خاطرات نظامي
راوی ولی الله اخروی محبی: رزمندگان همیشه پیروز سپاه نور که در جبهه ای به گستردگی زمین و به فرماندهی امام(ره) بر حق بار دیگر به منظور بستن مرز و انهدام ایادی استکبار جهانی دست به عملیات دیگری به یاد سردار رشید اسلام شهید بروجردی با نام سلسه عملیات وحدت زدند، در این عملیات سه تیپ به نام های ویژه شهدا، تیپ قدس و تیپ شهید بروجردی شرکت فعالانه داشتند صبح روز دوشنبه 62/10/12 گردان ما-امام علی علیه السلام- به همراه سایر گردان های تیپ، تیپ ویژه ی شهدا-گردان حضرت رسول(ص)، گردان امام حسین علیه السلام و ذوالفقار از پادگان شهید بروجردی به منظور انجام سلسله عملیات وحدت خارج شدیم و بعد از ظهر همان روز به بانه رسیدیم و شب را در داخل اتاق های مدرسه ای که یک بار دیگر هم برای انجام عملیات در آن مدرسه خوابیده بودیم بسر بردیم صبح روز بعد در داخل همان مدرسه تا بعد از ظهر بودیم و بعد به وسیله ی ماشین های مختلف از جمله کمپرسی و ایفا از بانه به سوی منطقه ی عملیاتی حرکت کردیم، نزدیکی های غروب به پایگاهی در نزدیکی منطقه ی عملیاتی رسیدیم و از ماشین ها پیاده شدیم. گردان های امام حسین علیه السلام و حضرت رسول(ص) که گردان های عمل کننده در این عملیات بودند زودتر از ما به این منطقه رسیده و برای انجام عملیات رفته بودند ولی گردان ما که گردان پشتیبانی در این عملیات بود پس از مدت کمی راهپیمایی بود در ارتفاعی که خاکریز در روی آن ساخته بودند مستقر شدیم و آن شب را در همان ارتفاع خوابیدیم. صبح که از خواب بیدار شدم دیدم روی کیسه خواب ها شبنم زده و صبح چهارشنبه62/10/14 بود که برای پاکسازی روستاها حرکت کردیم و پس از گذشتن از رودخانه ای به چندین روستای کوچک و بزرگ رسیدیم از یکی از این روستاها تعدادی گلوله ی خمپاره و مقدار زیادی کتاب های کمونیستی و مقداری دارو به دست آمد روستاهای مهمی که در این عملیات آزاد شد عبارت بودند از: گرماب، نیروان، دوشین، کانی ابراهیم و ابوالحسن و روستاهای کوچک دیگر که از چند خانه ی کلنگی بیشتر تجاوز نمی کرد بعد از آن به سوی قله هایی که شب اول عملیات توسط گردان حضرت رسول(ص) فتح شده بود حرکت کردیم و پس از رسیدن به این قله ها در همان روز14/10/62 به سوی قله هایی که توسط گردان امام حسین علیه السلام موفق به گرفتن ارتفاعی که در روبروی ما قرار داشت نشده بودند این ارتفاع قسمتی از سلسله ارتفاعات سوره کوه بود که کاملا بر جایی که ما بودیم مسلط بود و از دور آن دشمن توانسته بود دو تن از برادران گردان امام حسین علیه السلام را با زدن تک تیر به شهادت برساند. خلاصه قرار شد گردان ما همان شب برود و آن ارتفاع را بگیرد. شب پنج شنبه ساعت یازده گردان ما به سوی هدف حرکت کرد به هنگام راهپیمایی در هر جا که اندکی توقف می کردیم مقدار زیادی برف برای رفع تشنگی می خوردیم در این عملیات من و دو نفر بی سیم چی گردان در پشت سر فرمانده ی گردان حرکت می کردیم فرمانده گردان یک نفر بی سیم چی را به همراه یکی از فرمانده گروهان ها بنام فتحی و یک نفر تیربار چی و چند نفر تک تیرانداز را جلو فرستاد این گروه در جلوی گردان حرکت می کردند بالاخره نزدیکی های صبح پس از طی مسافت زیادی بر روی برف و از لابلای درختان جنگلی که سر تا سر قله های این منطقه را پوشانده بود به روی هدف رسیدیم و بدون درگیری مستقر شدیم سنگر درست کردیم و یک ساعتی را که تا صبح مانده بود در سرمای زیاد خوابیدیم یکی از برادران بعد از ساعتی آمد و گفت: بلند شو بیا کنار آتش و گرنه از سرما یخ می زنی. خلاصه به هر نحوی بود آن شب را به صبح رساندیم نزدیکی های ظهر برای ما به وسیله ی قاطر جیره ی جنگی آوردند بعد از آن من بی سیم چی گردان را برداشتم و به همراه فرمانده ی گردان و چند نفر دیگر بر روی ارتفاعی که در روبروی ما به طرف مرز بود رفتیم در پشت این ارتفاع روستایی بود بنام(موسک) که در دست ضد انقلابیون و مزدوران بعثی بود در بالای این روستا در روی ارتفاعات سر به فلک کشیده تعداد زیادی پایگاه عراقی که توپخانه در آن مستقر بود وجود داشت. از آن جا به وسیله ی بی سیم با توپخانه ی خودی هماهنگ شد و بر روی این پایگاه ها آتشباری انجام گرفت. نزدیکی های عصر از این ارتفاعات پایین آمدیم و به طرف همان ارتفاعات گردان امام حسین علیه السلام حرکت کردیم و از آن جا به سوی نیروهای گردان حضرت رسول(ص) حرکت کردیم و وقتی به آن جا رسیدیم در آن جا مقدار زیادی آتش در اطراف قله روشن کردیم تا دشمن متوجه پایین آمدن ما نشود همان شب یعنی جمعه62/10/16 هر سه گردان پشت سر هم به سوی قله ای که پایگاه ارتش بود حرکت کردیم و اواسط شب به آن جا رسیدیم و بر روی زمین های نمناک در سرمای زیاد در داخل کیسه خواب تا صبح خوابیدیم صبح پس از گذشتن از رودخانه ای که در ابتدای عملیات از آن عبور کرده بودیم به جایی که ماشین ها در آن جا بود رسیدیم و پس از سوار شدن به سوی شهرستان بانه حرکت کردیم. ظهر به بانه رسیدیم و در داخل مدرسه ای بنام شهید رجایی مستقر شدیم و روزهای 17 تا 21 در همان مدرسه ماندیم و صبح روز 62/10/22 هر سه گردان از بانه به سوی مهاباد حرکت کردیم در این عملیات تعداد شش نفر از سربازان امام زمان(عج) شهید شدند و فرمانده ی گردان برادر موسی ذبیحی بود.
ثبت دیدگاه