شناسه: 184197

تواضع و فروتنی

یادم می آید یک دفعه نوروز محمد یک ترکش به سمت راست بدنش خورده بود و ایشان آن را به ما نشان داد و گفت: این یادگاری جبهه است. از او سئوال کردم که این ترکش شما را اذیت نمی کند. ایشان گفت: این ترکش مهمان من است باید او را تحمل کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه