خواب و رویای شهید
یک دفعه نوروز محمد می گفت: خواب دیده ام که چند تا سگ اطراف مرا گرفته اند و ناگهان من به زمین نشستم و در این حین سید نورانی را دیدم که کنارم آمدند و دست مبارکشان را بر سرم کشیدند و به من گفتند: نترس ای سرباز اسلام، اینکه چیزی نیست. اگر داخل آتش هم بخواهی بشوی به تو آسیبی نمی رسد.
ثبت دیدگاه