شناسه: 184665

احساس مسؤليت

راوی فخرالنساء افروخته: یک روز به ولی ا... گفتم درست را تمام کن گفت : مادر جان اکنون در جبهه به ما نیاز است باید برویم شما هم به هیئت ابوالفضلی برو آنجا برای رزمندگان کلوچه درست می کنند شما هم در این کار کمک کن.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه