دقت در وقت نماز
راوی امیر ابراهیمی مزاری: یک روز با مصطفی منزل یکی از اقواممان دعوت بودیم قبل از رفتن به آنجا در خیابان ارگ راه می رفتیم که صدای اذان بلند شد ایشان گفت مسجد نزدیک است نمازمان را می خوانیم بعد می رویم به او گفتم : آنها منتظر ما هستند بیا برویم آنجا نمازمان را می خوانیم ولی ایشان قبول نکرد و رفت از یک مغازه به خانه فامیلمان تماس گرفت و گفت که ما کمی دیرتر می آییم برای ما غذا نگه دارید بعد با هم به مسجد رفتیم و نمازمان را خواندیم .
ثبت دیدگاه