شناسه: 184961

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی حمیده خاکپور: خواب دیدم یک شب در یک اطاق مثل زیر زمینی با دو تا بچه نشسته ام که علی اکبر آمد و در کنار من نشست. دو تا بچه را گرفت و روی زانوهایش گذاشت و سر هر دو را بوسید. مهدی را بغل کرد و مقداری با او دوید ، سپس چفیه اش را از گردن برداشت و روی سر مهدی گذاشت و با هم شوخی می کردند، علی اکبر یک کیف پول نیز در جیبش داشت که مهدی به حالت شوخی چفیه ی پدرش را دور گردن خودش و کیف پول را هم در جیب خودش گذاشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه