شناسه: 185034

عشق شهادت

راوی حمید دکترحبشی: در عملیات بدر "علی حافظی"، "جواد جامی" و "حسین بصیر" که هر سه فرمانده گردان بودند، به شهادت رسیدندو سید علی ابراهیمی هم در آن عملیات دچار موج گرفتگی گلولة آر پی جی شده و از ناحیة صورت آسیب دیده بود. با شهید شدن اینها، علی احساس می کرد که چرا اینقدر بی کفایت شده و از توفیق شهادت محروم شده است. بعد از 20 روز که به اتفاق هم به منطقه عملیاتی بدر آمدیم، وسط یکی از آبراهها، سید گفت: موتور قایق را خاموش کن و بایست. بعد از ایستادن قایق، سید وسط قایق ایستاد و سرش را رو به آسمان کرد و با صدای بلند فریاد زد "علی، حسین، جواد" چرا مرا با خودتان نبردید، چرا مرا تنها گذاشتید این درد دل کردن ها و راز و نیازها، آخر در عملیات کربلای 5، مزد خودش را گرفت و سید در آن عملیات به جمع دوستان سفر کرده اش پیوست. زمانی که بدن آغشته به خون او را به پشت جبهه می آوردند، چندین مرتبه از عقب تویوتا، پائین افتاده بود که بعد یادداشتی از او به دست می آورند که در آن نوشته بود دوست دارم در همان محلی که شهید می شوم، به خاک سپرده شوم و بدنم این را می فهمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه