تهجد و عبادت
راوی بتول ابراهیمی: یک شب به مرخصی آمده بودند ، ما را به خانه خود دعوت کردند و شب هم همانجا بودیم . نیمه های شب از شدت گریه ایشان من از خواب بیدار شدم . دستهای خودشان را به طرف آسمان بلند کرده بودند و به شدت اشک می ریختند . خیلی به خدا و خون شهدا علاقه داشتند . مواظب رفتارشان بودند که مبادا کسی از دست ایشان ناراحت بشود .
ثبت دیدگاه