عشق به جهاد
راوی معصومه صحرایی: یادم می آید موقعی که از جبهه برگشته بود . نزدیک عملیات کربلای 5بود.بعضی از دوستان وهمسنگران ایشان شهید شده بودند. ایشان خیلی ناراحت بود و در مرخصی که بود من دیدم ایشان وصیت نامه می نویسد وگفتم : برای چه می نویسی؟گفت : من دیشب خواب دیدم که امام حسین (ع ) گفتند: چرا این قدر ناراحتی پسرم ؟من گفتم دوستان من شهید شده اند. من خیلی ناراحت هستم که لیاقت نداشتم در ردیف اینها باشم حضرت فرمودند: ناراحت نباش غصه نخور شما هم تا چند روز دیگر به ما ملحق می شوی ، ناراحت نباش.
ثبت دیدگاه