تولد و کودکي
راوی مرتضی عطار: یک روز که می خواست به مسجد برود سجاده نداشت. گریه می کرد و می گفت که باید به من سجاده بدهید تا در مسجد من هم مثل بقیه مردم سجاده خودم را پهن کنم و نماز بخوانم
راوی مرتضی عطار: یک روز که می خواست به مسجد برود سجاده نداشت. گریه می کرد و می گفت که باید به من سجاده بدهید تا در مسجد من هم مثل بقیه مردم سجاده خودم را پهن کنم و نماز بخوانم
ثبت دیدگاه