آخرين وداع با خانواده
راوی فاطمه دست پیمان: به خاطر دارم شب قبل از اینکه خبر شهادت همسرم را به من بدهند خواب دیدم که حسن پیش من آمد و یک تکه کاغذ به من داد که مطالبی بر روی آن نوشته بود و گفت : این سنگ لوح من است ، حتما آن را بر روی قبرم بگذارید.صبح از خواب بیدار شدم ، دامادم به خانه ما آمد و حرفهای مشکوکی به من زد تا اینکه برادران سپاه آمدند و با دلجویی و صبر و حوصله آرام آرام گفتند : همسرتان مجروح شده و در بیمارستان بستری است ، بیایید به بیمارستان برویم.همانجا متوجه شدم که همسرم به شهادت رسیده است و در همان موقع بود که گفتند حسن به فیض عظیم شهادت نائل گشته است.
ثبت دیدگاه