شناسه: 185868

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی طاهره رضا قلی زاده: یک شب خواب دیدم که محمد در اتاق روی تخت خودش خوابیده است. صدایش کردم و گفتم: محمد بیدار شو، نگاهم کرد و خندید. گفتم: می دانی خاله چه بلایی سر ما آوردی. چهل روز است که دنبال تو می گردیم، بعد تو به این راحتی در اطاق خودت خوابیدی. به مادر بیچاره ات هم نه یک زنگ زدی و نه سری زدی. گفت: خاله نگران نباش مادرم هم فهمیده که من آمده ام. ناگهان از خواب بیدار شدم و طولی نکشید که خبر شهادتش را برای مان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه