شناسه: 186020

اعتقاد به ولايت

راوی غلامحسین قدمگاهی: بعد از اینکه سید هاشم مجروح شده بود، من و برادرش سید على براى ملاقاتش به بیمارستان فیروزگر تهران رفتیم. وقتى آنجا رسیدیم گفتند: ایشان در اتاق عمل است. صبر کردیم تا او را از اتاق عمل بیرون آوردند. بالاى سرش ایستاده بودیم که به هوش آمد. به محض اینکه چشمش را باز کرد، گفت: سلام علیکم. گفتم علیک السلام. هاشم جان حالت چطور است. گفت: خوبم، الحمد الله رب العالمین. گفتم: هاشم آقا! شما که جاى سالم در بدنتان نمانده است. گفت: حاضرم تمام بدنم تکه تکه شود ولى رهبرم زنده باشد و سایه‏اش بر سر این ملت قهرمان باشد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه