خبر شهادت
راوی عصمت یوسفی: ما در سر جوی آب در حال شستن رخت بودم که دیدم چند نفر از کسانی که مسجد محله مان را جارو می کردند کنار من ایستاده اند در حالی که با خودشان صحبت می کردند و به نگاه می کردند با خودم گفتم: اینها دارند با خودشان چه می گویند غافل از اینکه آنها از شهادت برادرم با خبر بودند و داشتند صحبت می کردند که موضوع را چگونه به من اطلاع دهند بعد از لحظاتی یکی از افراد به طرف من آمد و با زمینه سازی گفت: محمد مجروح شده است و زمینه را برای شهادت آماده کرد و کم کم به من داشت می فهماند که برادرتان پس از مجروحیت و بستری در بیمارستان به شهادت رسیده است .
ثبت دیدگاه