شناسه: 186767

تولد و کودکي

راوی منصوره یوسفی: زمان عروسیم بود که برادرم محمد یوسفی بدنیا آمد ایشان بعد از مدتی دچار بیماری سرخجه شد او را نزد پزشک برده بودند گفته بود با شیر مادر دختردار را بخورد تا خوب شود اتفاقا" همسایه مان دختردار بود من رفتم و استکانی می بردم و فقط سه قاشق چای خوری در داخل این استکان شیر می دوشید و من میدادم برادرم بخورد خلاصه روزی سه دفعه این کار را میکردم علاوه بر این کار نذر و نیاز زیاد کردیم چون این برادرم بعد از چهار دختر بدنیا آمده بود و او را خیلی دوست داشتم و نازش می کردم شب ها ی جمعه یک کیلو گندم می بردم و به فقیری که در روستا بود می دادم تا این که برادرم خوب شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه