شناسه: 186855

خبر شهادت

راوی ن.م توسلی زاده: گروهی برای تبلیغات در جبهه حاضر شدند. در مجلس چند نفر اعلام آمادگی کردند. آقای یعقوبی هم قرار بود با این گروه عازم جبهه شود ایشان سه بار از من خداحافظی کرد. در اولین خداحافظی گفت:« ما داریم به جبهه می رویم» بدون اینکه خم به ابرویش بیاید از ساختمان مجلس بیرون آمدیم. ایشان پیش من آمد و گفت:«من می خواهم بروم و آمده ام برای آخرین بار با شما خداحافظی کنم.» گفتم:« شما چند بار خداحافظی می کنی، دیگه کلک قضیه را بکن یا برو یا منصرف شو.» آخرین لحظه توصیه ای کرد و گفت: من به جبهه می روم و احتمال دارد شهید شوم، شما دنبال کار سد جعفر مشهدی باش، چون با هم دنبال این قضیه بودیم اگر شهید شدم سد را به نام من، نامگذاری کنید.» من هم به شوخی گفتم: شما برو و شهید بشو غصه این حرف را نخور» کسی تصور نمی کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه