خواب و روياي شهيد
راوی غلام نبی یعقوبی: محمد مهدی در دوران نمایندگی در مجلس شورای اسلامی، چندین بار از جبهه سرکشی کرد. مادرش به او گفت: شما نماینده مردم هستی، وظیفه دیگری داری، نیازی نیست به جبهه بروی. محمد مهدی با خنده گفت: هر وقت در جبهه حضور پیدا می کنم ، خدا به بسیجیان روحیه می دهد. از او تقاضا کردیم که دیگر به جبهه نرود. گفت: همین سفر را بروم، ان شاء الله بر می گردم و دیگر نمی روم. خوابی دیده بود. می گفت: ((در جلسه ای باشکوه، شهید بهشتی حضور داشت. به من گفت: جلسه را به شما واگذار می کنیم. شما چند روز دیگر پیش ما خواهید آمد. برای خداحافظی آمده بود. ولی من نبودم. به تهران رفته بود تا از آنجا با چند نماینده دیگر به جبهه بروند. روی پیکان هواپیما با آقای توسلی زاده خداحافظی کرده بود و گفته بود: من به جبهه می روم. اگر شهید شدم، سد جعفر مشهدی را به نام من نامگذاری کنید. هواپیما در آسمان بر اثر اصابت موشکهای هواپیمای دشمن آتش می گیرد و سقوط می کند و محمد مهدی و همه سرنشینان هواپیما به شهادت می رسند.
ثبت دیدگاه