عشق شهادت
راوی علی اصغر نیشابوری: خاطرات زیاد است ولی یادم نمی رود موقعیکه جواد از مرخصی می آمد . مخصوصا" در اواخر خیلی دوست داشت داماد شودو من هم خیلی در این مورد کنجکاوی می کردم و به او می گفتم :تو که هنوز نه وضع جبهه ات معلوم است و نه شغل کارت ،و چون علتش را خواستم با همان زبان ساده و معنوی گفت: داداش جان چون می بینم توی جبهه هر کس تازه داماد است زود تر به آرزویش یعنی به شهادت می رسد و من هم به همین خاطر است می خواهم داماد شوم .
ثبت دیدگاه