شناسه: 187911

اخلاص عمل

راوی طاهره نقوی مقدم: به یاد دارم هر موقع که همسرم محمد به مرخصی می آمد سر کار می رفت و خرجی ما را تهیه می کرد یک بار که ایشان به مرخصی آمد چند روزی را در خانه ماند و سر کار نمی رفت تعجب کرده بودم که چرا ایشان سر کار نمی رود یک روز که در خانه نشسته بود به او گفتم: محمد جان چرا سر کار نمی روی؟ ایشان در جواب من چیزی نگفت. وقتی از خانه بیرون رفت و در حیاط مشغول آب دادن باغچه شد رفتم سراغ جیب شلوارش و از داخل آن یک برگه ی استراحت پزشکی بیرون آوردم و وقتی وارد خانه شد آن را به او نشان دادم و گفتم این برگه ی استراحت پزشکی را برای چی گرفته ای؟ ایشان گفت: هنگام عملیات موج خمپاره پایم را بی حس کرده و نمی توانم خوب راه بروم برای همین به من مرخصی داده اند تا به خانه بیایم و استراحت کنم و هر موقع که پایم بهتر شد دوباره برگردم. وقتی که این جواب را از ایشان گرفتم دیگر ساکت شدم و چیزی نگفتم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه